بحث پیرامون اینکه آیا علوم تجربی واقعیت را توصیف میکنند یا خیر، همواره میان دو رویکرد واقعگرایی و ضدواقعگرایی علمی جریان داشته است. واقعگرایی علمی بر این باور است که علم به دنبال توصیفی صادق از جهان بوده و نظریههای پذیرفتهشده به حقیقت نزدیکتر میشوند. در مقابل، ضدواقعگرایی موفقیت علم را انکار نمیکند، اما لزوم دستیابی به حقیقت مطلق را زیر سوال میبرد. هیلاری پاتنم یکی از مدافعان برجسته واقعگرایی بود که استدلال میکرد اگر نظریههای علمی صادق نباشند، موفقیت چشمگیر آنها در پیشبینیها به معجزه شبیه خواهد شد. او در کتاب «ریاضیات، ماده و روش» که در سال ۱۹۷۵ منتشر شد، این استدلال را مطرح کرد که واقعگرایی تنها فلسفهای است که موفقیت علم را توجیه میکند. پاتنم تغییر در نظریههای علمی را به معنای تغییر موضوع ارجاع نمیدانست، بلکه آن را گامی در جهت شناخت دقیقتر موجودات واقعی تلقی میکرد. این دیدگاه در برابر ابزارانگاری اثباتگرایان منطقی شکل گرفت که موجودات مشاهدهناپذیر را فاقد ارزش مستقل صدق میدانستند.